أحمد بن حامد كرمانى

81

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )

از دوستى تو مر كم‌آزاران را * عفو تو شفيع شد گنهكاران را فصل « 1 » ، اكنون ياد كنيم چند كلمات در فضيلت عفو و حلم از آيات و اخبار و حكايات تا باعث باشد بر استدامت اين عادت و استثمار اين خلق . فضيلت عفو و شرف « 2 » حلم زيادت از آنست كه درين فصول شرح توان داد ، قال اللّه تعالى خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ و قال اللّه تعالى وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى ، و مصطفى صلّى اللّه عليه « 3 » مىگويد روز قيامت كه جملهء خلق در يك صحرا جمع شوند ندا آيد كه « 4 » هر « 5 » كه را بنزد حقّ تعالي دستى است برخيزد هيچكس نتواند برخاست مگر كسى كه از مجرمى عفو كرده باشد پس حقّ تعالى گويد دست از وى بداريد كه من او را عفو كرده‌ام و گفته‌اند العفو عند القدرة اثر عفو آنجا ظاهر شود كه قدرت عقوبت و مكافات ثابت بود و از آن تجاوز رود و قال اللّه تعالى وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ و مصطفى « 6 » صلّى اللّه عليه بر قومى بگذشت و ايشان سنگى نهاده بودند و بنوبت برمىگرفتند پرسيد كه اين چيست ، گفتند يا رسول اللّه هذا حجر الأشدّاء سنگى است كه اهل قوّت خويشتن را بحمل آن بيازمايند . فرمود صلى اللّه عليه « 3 » كه من شما را بگويم كه كدام مرد قوّت زياد دارد . گفتند بلى يا رسول اللّه . گفت آنكس كه در حال غضب خشم خود فرو خورد « 7 » و دست مكافات در آستين محابات كشد و نيز مصطفي صلى اللّه عليه مىگويد عفو الملوك بقاء الملك عفو پادشاهان سبب بقاء « 8 » ملك ايشانست و امير المؤمنين « 9 » على مىگويد اذا قدرت على عدوك فاجعل العفو شكرا للقدرة عليه يعنى « 10 » چون بر دشمن ظفر يافتى شكر آن نعمت عفو باشد از وى . و مأمون خليفه مىگويد اگر مردم لذّت من در عفو بدانستندى بتقرّب به من همه گناه كردندى . و معاويه امير المؤمنين عجب حليم بوده است و خلافت را بكمال حلم يافت و از حلم او حكايت كنند كه كسى پيش

--> ( 1 ) - ق : اين كلمه را ندارد . ( 2 ) - چ : اين كلمه را ندارد . ( 3 ) - ن : ( و إله ) افزوده . ( 4 ) - چ : ( كه ) ندارد . ( 5 ) - چ : ( هر ) ندارد . ( 6 ) - چ : حضرت خاتم انبياء . ( 7 ) - اين گفتار به حضرت امير هم نسبت داده شده است ( سياستنامه ص 89 ) . ( 8 ) - ن : دوام . ( 9 ) - ق ، ن : و امير المؤمنين على عليه و على اولاده السلام . ( 10 ) - چ : اين كلمه را ندارد .